بدون دیدگاه
2018/08/14 - 10:01

علیرضا مویدی فر

هولیگانیسم یا واپاشی یک ملت؟

هولیگانیسم یا واپاشی یک ملت؟

خبر راست/علیرضا مویدی فر فوتبال عرصه تنازع است. در این شکی نیست. در جای جای دنیا، نمایه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاحتی مذهبی در فوتبال بروز و ظهور دارد. نه اینکه در سایر عرصه ها نباشد یا نیست، اما در فوتبال برجسته تر است چون فوتبال بعنوان پدیده بزرگ قرن بیستم و یکی از […]

خبر راست/علیرضا مویدی فر

فوتبال عرصه تنازع است. در این شکی نیست. در جای جای دنیا، نمایه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاحتی مذهبی در فوتبال بروز و ظهور دارد. نه اینکه در سایر عرصه ها نباشد یا نیست، اما در فوتبال برجسته تر است چون فوتبال بعنوان پدیده بزرگ قرن بیستم و یکی از مهم ترین رسانه های موجود در جهان، بسیار بیشتر دیده میشود و بسیار بیشتر مورد توجه و در نتیجه تاثیرگذار است. این تنازعات در سطح جامعه، به عطش برتری جویی منتهی میشود و یکی از مهمترین عوامل فرونشاننده این عطش فوتبال است.

کمابیش شنیده ایم که در اسکاتلند، سلتیک و رنجرز، دو مهمترین باشگاه آن خطه، نمایانگر تعلقات مذهبی دو گروه از جامعه یعنی پروتستانها و کاتولیکها هستند. شاید در عرصه های دانشگاهی و کلیسایی و بحث و جدلهای فلسفی و تئوریک، کنشهای داغی میان مدعیان دو سوی داستان وجود داشته باشد. اما هیچکدام تاثیرگذاری نتیجه پایانی ۹۰ دقیقه مسابقه میان سبزپوشان و آبی پوشان گلاسکو را نداشته و نخواهند داشت. از این دست مثالها بسیار است و در بالاترین سطح جدال، اینچنین منازعات اجتماعی، به پدیده ای ختم میشود که در آن خشونت عریان، آنارشیسم افراطی و خون و خونریزی بارز است. پدیده ای که به آن هولیگانیسم میگوییم.
آنچه که مسلم است، در هیچ کشور صاحب فوتبالی، ولو با داشتن پدیده هایی از این دست، عمق نگرانی تحلیلگران اجتماعی و دولتمردان از چنان وقایعی، به سرحد جنگهای قبیله ای و تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشور نمیرسد.

در ایران اما چگونه است، پر بیراه نیست اگر بگوییم تا یک دهه قبل، فضای فوتبال ایران شاهد لایه کمرنگی از آنچه در بالا ذکر کردم بود. گاهی اعتراضی، گاهی خشونتی، گاهی دستبندی و گاهی اعتراضاتی غیرخودجوش. تا جایی که انتساب صفت “تماشاگرنما” از سوی رسانه ها، باورپذیر مینمود. چه، آنها اقلیتی بودند درمیان ده ها هزار جمعیت که فقط صدای بلندتری داشتند و بیشتر شنیده میشدند. اما در یک دهه اخیر، رشد کمی و کیفی این دسته افراد، با شعارهای ساختارشکنانه و اقدامات ایزایی عملی، با سرعت متوسط بسیار بیشتری نسبت به سایر دنیا درحال پیشروی است.

مسلما بحث درباره این پدیده و واکاوی دلایل آن، هم افراد متخصص میطلبد هم بستر و زمانی فراختر. اما ریشه آنچه در این سالها، به دلایل متنوعی از جمله توسعه نامتوازن، فشارهای شدید اقتصادی، عدم وجود جایگزینی برای ابراز نظر آزادانه انسانها، سقوط فاحش فرهنگی و اجتماعی، بیرنگ شدن رواداری بعنوان یک شاخصه مهم ایرانیان، دغدغه های اجتماعی، سو استفاده های جریانهای تاثیرگذار، جریان سازیها و سناریو نویسیهای هدفمند، افت بارز اخلاق رسانه ای به موازات گسترش رسانه ها و و و هرچه که باشد، با توجه به رخدادهای ژئوپولیتیک و سرشاخ شدنهای مکرر ایران با دنیای پیرامون، میتواند بسیار مخاطره آمیز باشد.

شاید آنهایی که میکوشند بجای مرهم گذاشتن بر زخم آماسیده یک ملت در فشار و اندکی آرامش بخشیدن به آنها، دست کم در طول برگزاری یک دیدار فوتبال ۹۰ دقیقه ای، از کنشها و بروز رفتارهای ناهنجار اجتماعی در چنان فضاهایی، برای خود سند اثبات حقانیت بسازند و بتراشند، هرگز گمان نمیکنند که این زخمهای عمیق، هرچند در گذر زمان التیام پیدا کنند اما هم فراموش نمیشوند و هم رد دردناکشان بر روح و جسم مردمان باقی میماند. و این خود نقض غرض است. غرضی که با گفتن “انشاءالله که گربه است” مرتفع نخواهد شد.

آن روزها که جدال بی دلیل و بی ریشه و بی فایده فوتبال رشت و انزلی را میدیدم و دم نمیزدیم، بلکه حتی به شوخی در آن میدمیدیم، هرگز تصور نمیشد که کری خوانی فوتبالی بین دو تیم، میتواند ابعاد ملی پیدا کند و خشم و جدال محصور در مستطیل سبز و یک ساعت و نیم بازی را در سطح کشور و درقالب منازعات قومی و درگیریهای فیزیکی شدید گسترش دهد. ماجرای سرباز احمدی یادتان هست؟ سرباز وظیفه پای پایان خدمتی که درنتیجه خشم کور فوتبالی، برای همیشه کور شد و برای همیشه فراموش. آن روز اگر میفهمیدیم که فوتبال، در مقام مقابل، میتواند چه تاثیر شگرفی در نفرت پراکنی ملی و گسترش جدلهای قومی و قبیله ای داشته باشد، عوامل ایجاد پدیده سنگ پرانی در ورزشگاه اصفهان را شناخته و در جهت رفع آنها میکوشیدیم. سنگی که بر سر حسین فرکی مربی قهرمان فولاد خوزستان از سوی هواداران همان تیم فرود آمد هم بیدارمان نکرد. و آسانترین راه چاره برایمان شد جداسازی تماشاگران و زیادتر و مجهزتر کردن امنیتی های ورزشگاه ها و بستن صدای تلویزیون. اما ندانستیم، همانگونه که توپ از بازیکن سریعتر میدود، سنگ پرتاب شده هم فاصله و سرعت نمیشناسد و به گمراهه مقصد خواهد رسید.

آنچه که این وسط میماند، تنها نفرت و خشونت ناشی از هولیگانیسم نیست. نفرت و خشونت عمق یافته در شکاف میان ملتی است که همین حالا همه چیزش به مویی بند است. و مردمانش دیگر توانی برای بازسازی روح و ذهن و باور ویران شده شان ندارند. نه آنها که بر واقعیت این پدیده سرپوش میگذارند راضی باشند و نه آنها که از جملات و رفتارهای رخ داده بر طبل شادانه میکوبند. این چاه برای هیچ ایرانی ایران دوستی، آب ندارد. ولو اینکه برای گروهی نان داشته باشد.

 

خبر راست: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.


شماره خبر 29217 - 2018/08/14
sdsfrefvrev
خانه هنر نیایش
Website Uptime Monitoring By ServiceUptime.com