بدون دیدگاه
2018/01/25 - 10:15

نیما اخوان ؛

سیر رو به انحطاط اومانیته

نیما اخوان : سیر رو به انحطاط اومانیته

اختصاصی خبر راست/نیما اخوان  سالها پیش، در دوران دانش آموزی و وقتی آهسته آهسته به موسم انتخاب رشته مقطع دبیرستان نزدیک میشدم بیش از پیش کنجکاو و علاقمند به سردرآوردن از حوزه های مطالعاتی و دانشگاهی بودم و مسئله جدیم این بود که در آینده مسیر زندگی میبایست چه راهی را در پیش گرفته و […]

اختصاصی خبر راست/نیما اخوان 

سالها پیش، در دوران دانش آموزی و وقتی آهسته آهسته به موسم انتخاب رشته مقطع دبیرستان نزدیک میشدم بیش از پیش کنجکاو و علاقمند به سردرآوردن از حوزه های مطالعاتی و دانشگاهی بودم و مسئله جدیم این بود که در آینده مسیر زندگی میبایست چه راهی را در پیش گرفته و در چه زمینه و رشته ای تحصیل کنم. وقتی اولین سوال هایم را درمورد رشته ها و حوزه های علمی از اشخاصی در محیط مدرسه و بیرون از آن پرسیدم با جواب هایی کم و بیش مشابه مواجه شدم‌. قصد بیان همه ی آنها را ندارم، که دغدغه این یادداشت نیست، تنها میخواهم تمرکز و تاکید بیشتری بر نگرش غالب در جامعه ایرانی به حوزه علوم انسانی داشته باشم.

آنچه که من در جواب اولین سوالهایم پیرامون ماهیت ”علوم انسانی” از اشخاص به اصطلاح مطلع و آگاه در جامعه دریافت کردم، قاعدتا میباست مرا از تحصیل در این حوزه منصرف میکرد! حاصل شنیده های من این بود : علوم انسانی مساوی است با محفوظات نظری بی فایده و غیرکاربردی!! من اما علاقمند تر، مشتاق تر و آرمانگراتر از این حرف ها بودم!! و علیرغم همه این شنیده ها قدم در این حوزه گزاشته و ادامه راه دادم‌.

در سالهای پایانی دبیرستان و در شیرین ترین و مورد علاقه ترین کلاسم یعنی جامعه شناسی، روزی از معلم مربوطه حین صحبت پیرامون حوزه های مختلف علم و دانش جمله ای شنیدم که برای همیشه در ذهنم نقش بست. او گفت : ” متاسفانه در جامعه ما اهمیت و تمرکز اصلی بر روی علوم ریاضی و فنی است و کسی برای علوم انسانی اصالت و محوریتی قائل نیست، درحالی که در یک جامعه انسانی شما پیش از تولید پزشک و مهندس و فیزیکدان و شیمی دان نیازمند ساختن و داشتن انسان! هستید”

حقیقتا اگر جهان انسان ها بدون پزشک، مهندس، فیزیکدان، شیمی دان و….. قابل تصور و ادامه بقا نیست آیا تمدن انسانی بدون داشتن انسان و اندیشه و شعور و احساسات و خرد انسانی به معنای واقعی و عمیق آن قابل بقاست؟ جهان کنونی ما متخصص و دانشمند کم ندارد اما چرا درست در عصری که بیش از هر دوره ای در تاریخ، علم طبیعی و تجربی و دانش ریاضی و فنی گسترش یافته و پیشرفته شده سایه هولناک نابودی بر ”تمدن بشری” بیش از هر زمان دیگری گسترده شده است؟

رئیس جمهور یکی از عظیم ترین تمدن های انسانی در جهان کنونی و پیشرفته ترین کشور دنیا از نظر علم و تکنولوژی برخلاف شعور و خرد انسانی از مهمترین عهدنامه زیست محیطی جهان که برای مقابله با تغییرات اقلیمی، کشورها را موظف به رعایت و پایبندی به مواردی میکند خارج میشود و اصلا عنوان میکند که اعتقادی به‌ چنین مقوله ای ندارد!! و آب هم از آب در جامعه ای با بیش از ۳۰۰ میلیون شهروند به ظاهر مترقی تکان نمیخورد.

اوضاع جامعه ما از این حیث غم انگیرتر از این هم هست، اگر در بسیاری از جوامع مترقی که خود در قرون گذشته مبدا اومانیته، یا همان انسانیات و افکار و ارزش های منادی کرامت انسان و تکریم روح و خرد انسانی بوده اند امروز در مواردی پسرفت و واگرایی از آن ارزش ها دیده میشود در جامعه ما متاسفانه هنوز دانش و اندیشه و خرد انسانی به رسمیت شناخته شده هم نیست! وقتی هنوز فهم و برداشت درستی از مفاهیمی مانند تئوری یا نظریه وجود ندارد و هنوز بسیاری فکر میکنند که تئوری یعنی مهملات و آن را نقطه مقابل عمل میدانند و چیزی بی فایده و بی ارزش! و نمیدانند که هر عملی میبایست متکی به یک دانش نظری بوده که پیش از مبادرت به آن و اخذ تصمیمات عملی شناخت درست و کافی و همه جانبه پیرامون آن را حاصل کند و این دقیقا کاری است که تئوری انجام میدهد.

اعتقاد من این است که ماهیت و محتوا در جامعه انسان ها نمی تواند از سرشت انسانی تهی شود‌ و به ماشین و فن و تکنولوژی تقلیل یابد. نمی توان جامعه ”انسانی” را تهی از احساسات و خرد و شعور انسانی، تهی از اندیشه و فرهنگ و هنر و ادبیات و در یک کلمه تهی از humanity (اومانیته) در نظر گرفت. میخواهم با جسارت بگویم که دنیای منهای اومانیته و دنیای در چنبره صرف ماشین و تکنولوژی و علم فاقد شعور و احساسات انسانی جایی است بس ترسناک و زمخت و چندش آور!

این سیر، نتیجه روند مادی شدن بیش از پیش همه امور در جامعه بشری و حاکمیت فن و تکنیک و ماشین و علم فاقد شعور و خرد انسانی است که میرود طومار یک تمدن را درهم بپیچد.از دست رفتن وجوه و مظاهر غیرمادی و معنوی تمدن انسانی نتیجه محتوم زمانی است که فایده و منفعت تنها از جنبه مادی و مالی آن ارزشمند و قابل ارزیابی محسوب میشود و هر آنچه خارج از آن، که به لحاظ مادی قابل لمس نباشد بی فایده تلقی میگردد. انسان امروز انسانی است که عطای روح انسانی را به لقایش بخشیده و تمام هم خود را تنها صرف خدمت به همین کالبد فیزیکی میکند.

نیما اخوان
۴ بهمن ۱۳۹۶

”با یادی از استاد ارجمند سالهای پیش دکتر مازیار جفرودی”

 

خبر راست: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.


شماره خبر 16031 - 2018/01/25

sdsfrefvrev
خانه هنر نیایش
Website Uptime Monitoring By ServiceUptime.com